درباره ما

«خبرنگار عرفان حلقه» از سال ۱۳۹۰، اندکی پس از اولین بازداشت محمد علی طاهری، بنیانگذار مجموعه عرفان حلقه، کار خود را با صفحه فیس‌بوکی با همین نام آغاز کرد. دغدغه ما انتشار خبر‌های موثق مجموعه عرفان حلقه و بالاخص موارد بی‌شمار نقض حقوق بشر، نسبت به محمد‌علی طاهری و شاگردانش بوده است. دغدغه‌ای که در یک سال اخیر، پس از وقایع سال ۹۴ و شدت گرفتن برخوردهای امنیتی با پیروان این مکتب عرفانی، شکل جدی‌تری ‌نیز به خود گرفته است.
امروز بر آنیم تا در کنار معرفی این مکتب عرفانی و دستاوردهای بی‌شماری که با وجود تمام محدودیت ها و‌ بی‌مهری ها، روز به روز به آن افزوده می‌شود، از طریق انتشار آن در سایت، دسترسی سهل‌تری به جریان های خبری این مجموعه، برای مخاطبان فراهم کنیم.
«سایت خبری خبرنگار عرفان حلقه» به موازات صفحه فیس بوک خبرنگار عرفان حلقه، سعی دارد با رویکردی حرفه ای، صدای این مجموعه در محیط رسانه باشد و از این رهگذر، مطالبات حقوق بشری محمدعلی طاهری و شاگردانش را بازتاب دهد.
محمد علی طاهری در آخرین نامه خود خطاب به احمد شهید، نه صرفا در مورد شرایط خود و شاگردانش، بلکه در مورد شرایط تمام زندانیان عقیدتی، خواستار واکنش شده است؛ او در این نامه بر ۳۳ مورد از مصادیق نقض حقوق زندانیان عقیدتی تاکید کرده است.
این حرکت نمادین، خبرنگار عرفان حلقه را بر آن داشت تا علاوه بر اخبار مجموعه عرفان حلقه، به مصادیق گسترده نقض حقوق بشر در زندان های ایران، نیز بپردازد.

نگاهی به نامه محمد علی طاهری از زندان، به گزارشگر ویژه حقوق بشر:

ریاست محترم/ گزارشگر محترم حقوق بشر

جناب آقای احمد شهید، احتراما اینجانب محمد علی طاهری فرزند محمد متولد ۱۳۳۵ بنیانگذارعرفان حلقه (کیهانی)، فرادرمانی و سایمنتولوژی که از طرف سازمان اطلاعات سپاه، سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شده و پس از ۶۷ روز حبس در سلول انفرادی در اوین، بند ۲ الف (بازداشتگاه اختصاصی سازمان اطلاعات سپاه)، مجددا اوایل سال ۹۰ با پاپوش های امنیتی و اتهامات ساختگی ارتداد، محاربه با خدا و رسول خدا، توهین به مقدسات، مفسد فی الارض و سب النبی دستگیر و به سلول انفرادی همان بند منتقل شده و در خلال بازپرسی و بازجویی، تخلفات و جرایم زیر از سوی بازپرس شعبه پنجم دادسرای اوین (آقای اسدی) و ۶ نفر از بازجوها اعمال گردید که برخی از موارد آن جهت هرگونه بررسی و اقدام تقدیم میگردد (و آماده دادن شهادت حضوری هستم):

  1. اعمال فشار و شکنجه روانی توسط بازپرس و بازجوها از طریق ارائه مدارک جعلی مبنی بر صدور حکم اعدام اینجانب از سوی ۱۵ تن از مراجع تقلید؛ با این ادعا که کتابها ، مقالات ، مجلات و CDهای کلاسهایم را جهت بررسی ، مطالعه و اظهارنظر و صدور حکم ، برای مراجع ارسال نموده و آنها نیز پس از بررسی های لازم ، همگی آنها فتوا به ارتداد و … داده و همگی برایم حکم اعدام صادر کرده اند که بدون نیاز به هیچ گونه تشریفات قانونی ، باید فورا اجرا شود. بنابراین، هر روز می گفتند که برای اعدام آماده باشم و حتی یکی از آنها میگفت که بر فرض محال اگر از اینجا هم رها شوم ، به خانه نرسیده ترور میشوم ، زیرا مسلمانان زیادی هستند که به محض صدور حکم از سوی مراجع تقلید ، آماده ی اجرای آن هستند. سرانجام پس از ۹ ماه از بازداشت دوم و به دنبال ۲ بار اعتصاب غذا، به منظور رسیدگی فوری به اتهامات وارده در دادگاه و مشخص شدن علت صدور چنین احکامی از سوی مراجع تقلید ، به دادگاه غیرعلنی اعزام و در آنجا از طریق وکیلم متوجه شدم که احکام اعدام ارائه شده جعلی بوده و فقط بازپرس با طرح شش فرض نامربوط از مراجع تقلید استفتاء نموده و آنها نیز براساس آن فرضیات فتوی داده اند که هیچ کدام از آن فرضیات نیز در مورد من صادق نبوده است و اصولا هیچ حکم اعدام لازم الاجرایی صادر نشده و آنها قصد داشته اند تا با صحنه سازی ها و ارائه مدارک جعلی اعدام و اعمال فشار و شکنجه روانی ، مرا وادار به قبول اتهامات فوق بخصوص ارتداد نموده و می گفتند که در صورت قبول و اعتراف به این اتهامات میتوانم توبه نموده و در آن صورت مورد بخشش قرار گرفته و آزاد می شوم.
  2. ارائه پیشنهاد مبنی بر قبول و اعتراف به ارتباط با آمریکا به منظور رهایی از اعدام ؛ که اگر این پیشنهاد را بپذیرم ، آنها حکم اعدام را لغو و به جای آن ۸ سال حبس را به عنوان جزای ارتباط با امریکا را جایگزین کنند تا با این ترفند و مرتبط نمودنم با آمریکا ، بتوانند عرفان حلقه (کیهانی) را خدشه دار و ساخته دست آمریکا جلوه بدهند.
  3. تهدید مبنی بر صدمه رسانیدن به همسرم و در نتیجه بی سرپرست شدن فرزندانم ؛ بدنبال نتیجه نگرفتن بازجوها و بازپرس از گرفتن اعتراف مرتد بودن و…(بند۱) و پیشنهاد(بند ۲) ، یکی از بازجوها مرا تهدید نمود که در صورت عدم همکاری (ارائه اعترافات دیکته شده کذب) ، افرادی را دارند که به همسرم صدمه وارد نمایند و… که در نتیجه بر اثر فشار روانی وارده ناشی از این تهدید و صدور حکم (جعلی) اعدام از یک طرف و عدم تمایل به ارائه اعترافات کذب دیکته شده از طرف دیگر، باعث شد برای در امان ماندن خانواده ام و عدم اعتراف دروغین ، چهار بار اقدام به خودکشی نمایم که با مرگ من ، این ترفند شیطانی خنثی شود.
  4. سوء استفاده ابزاری از موقعیت و جایگاه مراجع محترم تقلید در جهت اعمال فشار و شکنجه روانی و پیاده کردن نقشه های امنیتی
  5. عمال فشار روانی از یک طرف و دادن وعده های دروغین آزادی به شرط انجام مصاحبه های فرمایشی دیکته شده از طرف دیگر
  6. پس از چند ماه حبس در سلول انفرادی و ۴ بار خودکشی ،۲ بار اعتصاب غذا و هم چنین نگرانی شدید برای سلامتی خانواده (و بدنبال عدم موفقیت بازپرس و بازجوها در پیاده کردن سناریوی ساختگی خود) با پیشنهاد بازپرس مبنی بر آزادی به شرط انجام مصاحبه فرمایشی از یک طرف و فشار بازجوها از طرف دیگر مواجه شدم که برای خاتمه دادن به این ماجرا ، پیشنهاد بازپرس را پذیرفتم، از این رو برای تهیه این مصاحبه، مطالبی را که بازپرس بر روی کاغذ می نوشت و مقابلم میگرفت می خواندم و دو نفر از بازجوها نیز فیلمبرداری میکردند، برای مثال گفتم می پذیرم فعالیتم غیرقانونی بوده و…. فقط علیرغم فشار مجدد آنها مبنی بر قبول اتهامات ارتداد و… قبول نکرده و اعتراف ننمودم. اما پس از تهیه این مصاحبه نه تنها به دوعده خود عمل نکردند، بلکه بعدا فهمیدم که با پخش آن از طریق رسانه های مختلف (از جمله اخبار۲۰:۳۰ ، شبکه ۲) و معرفی من به عنوان شیاد و کلاهبردار، در صدد جلب شاکی خصوصی بوده اند و هم چنین این فیلم را به عنوان اقرار و اعتراف علیه خود ، ضمیمه پرونده نموده و در کیفرخواست نیز به آن استناد نمودند.
  7. خالی گذاشتن جای برخی از سوالات در برگه های بازجویی توسط بازپرس؛ به این نحو که سوال را در برگه کاغذ باطله ای جداگانه نوشته و در برگه بازجویی جای سوال را خالی گذاشته و از من می خواستند جواب سوال را بنویسم و می گفتند سوال را بعدا بالای جوابم می نویسند.
  8. خلع دفاع کردن به طرق مختلف، از جمله: (a) جلوگیری از ملاقات و یا تماس تلفنی با وکیل بطوری که در رابطه با دفاعیه خود علیرغم داشتن دو وکیل ، هرگز نتوانستم آنها را ملاقات کنم. (b) تهدید وکیل. (c) عدم اجازه نوشتن دفاعیه در زندان؛ در این خصوص از قاضی اجازه خواستم و ایشان نیز از یکی از بازجوها کسب اجازه کردند و بازجوی فوق نیز اجازه تهیه دفاعیه در سلول را به من ندادند. (d) عدم دسترسی به قلم و کاغذ. (e) عدم اجازه پاسخ گویی به کتابهای فرمایشی منتشر شده علیه اینجانب که به دادگاه به عنوان سند ارائه شدند. (f) عدم ارائه کتابها، مقالات و CDهای سخنرانی های بنده به دادگاه جهت مبهم ماندن پاسخ به اتهامات وارده.
  9.  تهیه و ارائه کتابهای فرمایشی متقلبانه علیه اینجانب (ظاهرا در نقد کتابها و مقالاتم) به منظور ارائه به مراجع تقلید برای گرفتن حکم ارتداد و … و ارائه به دادگاه به عنوان مدارک مستند، بدون دادن امکان دفاع و پاسخ گویی.
  10. تلاش برای ایجاد اختلاف خانوادگی و نفاق و ایجاد شبهاتی برای همسرم در جهت برهم زدن کانون خانواده با استفاده از ترفندهای کثیف از جمله ؛ فشار به بنده که بپذیرم همسر دوم دارم و صحنه سازی و… و این که در بازرسی از منزل از همسرم سوال کرده اند که همسر اول بنده است یا همسر دوم و … البته این روش ها را به منظور ایجاد اختلاف و قطع رابطه زندانی با خانواده را در مورد همه زندانی ها اجرا می کنند.
  11. تهیه و ارائه استعلامهای فرمایشی کذب توسط حراست نهادها، ارگانها، سازمانها، وزارتخانه ها و … به دادگاه
  12. تبلیغات کذب و وارد کردن تهمت های ناروا از طریق رسانه های مختلف.
  13. اعمال فشار روانی همراه با ایجاد رعب و وحشت برای گرفتن متون اعترافات دیکته شده از افراد دستگیر شده مرتبط با اینجانب، که شخصا شاهد بوده ام که ضمن کوبیدن لگد محکم به صندلی و کنار ران پای بنده و متهمین و تهدید به کتک زدن و اهانت و فحاشی ، فریاد میزنند که ” تا چیزهایی را که می گوییم ، ننویسید ، از زندان بیرون نخواهید رفت” و هم چنین دادن شهادت کذب علیه بنده و یا شکایت کردن از من برای بدست آوردن آزادی خود و …
  14. تجسس و تفتیش عقاید در بازجویی ، بازپرسی و دادگاه و اعمال ممنوعیت مطالعه قران و سایر کتب دینی در زندان
  15. دادن رسید کلی و نا مشخص و مبهم برای توقیف اسناد و مدارک شخصی و … مانند “چند کیسه مدارک.
  16. اعمال فشار برای گرفتن اعتراف به داشتن روابط نامشروع ( که در مورد همه متهمین بدون استثناء اعمال می شود)
  17. وارد آوردن فشار به همسرم در جهت تهیه مصاحبه فرمایشی.
  18. آتش زدن کتب ، مجلات ، مقالات و نوشته های اینجانب توسط بازجوها بدون ارائه هیچ گونه حکمی از طرف دادگاه.
  19. توقیف و غصب کلکسیون انگشتر ، اسناد و مدارک ، آلبوم های عکس و برخی لوازم شخصی بدون ارائه حکم از طرف دادگاه
  20. تحقیر، اهانت ، فحاشی و هتک حرمت و تهدید به کتک زدن.
  21. جلوگیری از ملاقات با خانواده تا یک سال پس از بازداشت موقت.
  22. تراشیدن پاپوش امنیتی تحت عناوین اتهامی ارتداد ، توهین به مقدسات ، محارب با خدا و رسول خدا ، مفسد فی الارض و سب النبی به عنوان بهانه ای قانونی برای دستگیری و حبس افراد آزاد اندیش و با نفوذ و خوشنام در بین مردم که بنده نیز با پاپوش و اتهام واهی توهین به مقدسات در دادگاه سفارشی ، فرمایشی ، تشریفاتی و نمایشی غیرعلنی به پنج سال حبس محکوم کرده اند که این مدت را هم در بند ویژه امنیتی ۲- الف باید سپری کنم و نه در یک زندان عادی. همچنین با فرقه خواندن و اتهام مجعول ” فعالیت هرمی!” موسسه فرهنگی – هنری عرفان حلقه (کیهانی) اینجانب به عنوان پاپوش های امنیتی دیگری، اقدام به سرکوب جمعیت مسالمت جوی هوادار اندیشه عرفان حلقه (کیهانی) نموده و تا کنون تعداد زیادی از این افراد را دستگیر و تحت فشارهای گوناگون قرار داده اند.
  23. وارد کردن اتهامات بدون دلیل و مدرک ، به منظور مفتوح بودن دائمی پرونده افراد که هر موقع بخواهند آنها را مجددا دستگیر نمایند و در مورد بنده نیز اتهامات عضو سازمان چریک های فدایی، مفسد فی الارض و …. کماکان مفتوح گذاشته شده است. دلیل دیگر این ترفند جلوگیری از شکایت افراد از جرائم و تخلفات غیرقانونی دادرسی و ممانعت از افشای ظلم و ستم و بی عدالتی می باشد تا اگر کسی بخواهد در این مورد اعتراضی کند ، بلافاصله یکی از این اتهامات مفتوح را به جریان انداخته و او را دستگیر و حبس نمایند.
  24. تلاش برای درست کردن شاکی خصوصی سفارشی و هدایت شده به منظور منحرف نمودن افکار عمومی.
  25. تهدید مبنی بر قرار دادن فیلم خصوصی افراد مجموعه (که توسط بازجوها مخفیانه گرفته شده) مرتبط با اینجانب بر روی اینترنت در صورت عدم همکاری که احتمالا وجود چنین فیلم هایی نیز بلوف بوده زیرا فیلمی به من نشان ندادند.
  26. سوء استفاده از آلبوم عکس های خانوادگی از طریق قرار دادن عکس های بی حجاب همسر و دخترم (در محیط خانوادگی) بر روی اینترنت و همچنین بریده چند ثانیه ای از فیلم های موسسه فرهنگی اینجانب (که مچ دست خانمی را که تعادل نداشته در کلاس درس و در حضور حداقل ۴۰۰ نفر برای چند ثانیه گرفته ام) را بر روی اینترنت قرار داده و دادگاه نیز ۷۴ ضربه شلاق به عنوان ارتباط نامشروع از طریق لمس نامحرم تعیین حد نموده است.
  27. جمع آوری ، توقیف و اختفای کلیه اسناد و مدارک مربوط به سوابق کاری ، تحصیلی ، نظام وظیفه ، موسسه فرهنگی هنری و … اینجانب و عدم ارائه آنها به دادگاه جهت غیرقانونی خواندن فعالیت موسسه، نقص مدرک تحصیلی و… و عدم دسترسی به این اسناد و مدارک برای اثبات خلاف اتهامات در دادگاه.
  28. نگهداری در شرایط بازداشتگاه ویژه امنیتی (۲-الف) و ممانعت از اعزام به زندان عمومی.
  29. اعمال تحریم امنیتی به منظور جلوگیری از ارائه هر گونه دفاعیه در کلیه رسانه ها.
  30. جلوگیری از طرح شکایت نسبت به تخلفات و جرایم ارتکابی بازپرس و بازجوها و… در دادگاههای ذیربط علیرغم بارها اعتصاب غذا.
  31. جرم تلقی کردن اعتصاب غذا و قطع تلفن و ملاقات با خانواده و تهدید به جریان انداختن پرونده های ایذائی مفتوح (بند ۲۲) و انتقال به سلول انفرادی (از ۲ نفره) در مواقع اعتصاب غذا (جمعا در مدت حبس، بیش از ۷ بار اقدام به اعتصاب غذا نمودم)
  32. عدم توجه قاضی به طرح شکایات در مورد جرائم و تخلفات بازپرسی و بازجوئی در آغاز جلسه دادگاه بدوی.
  33. سرقت دفتر موسسه فرهنگی اینجانب در حالی که توسط بازجوها پلمپ بوده است.
  34. اظهارنظر بازپرس و بازجو مبنی بر اینکه قاضی طبق نظر آنها رای و حکم خواهد داد و دادگاه تجدیدنظر هم رای دادگاه بدوی را تایید می‌کند.

امضا: محمدعلی طاهری