حکم «نامشروع» اعدام محمدعلی طاهری؛ گفت‌وگو با حسن فرشتیان

 

 

روز یکشنبه (۵ شهریور/ ۲۷ اوت) حکم اعدام محمدعلی طاهری، بنیانگذار مؤسسه‌ی «عرفان حلقه»، به او ابلاغ شد. وکیل آقای طاهری این حکم را «بی‌پایه و اساس» خوانده و بر قطعی بودن اعتراض به حکم تأکید کرده است.

طاهری «عرفان» مورد نظر خود را وامدار عرفان ایرانی−اسلامی دانسته و همواره خود را «مسلمان و شیعه» معرفی کرده است. پس چه خطری از سوی او متوجه جمهوری اسلامی است که قوه قضائیه را بر آن می‌دارد تا برایش حکم مرگ صادر کند؟ حسن فرشتیان، روحانی و پژوهشگر دینی مقیم پاریس، و از شاگردان آیت‌الله منتظری، در پاسخ به این پرسش در گفتگو با «دویچه‌وله فارسی» به دلایل احتمالی صدور این حکم پرداخته است.

به گزارش «خبرنگار عرفان حلقه»، «حسن فرشتیان» در گفتگوی روز دوشنبه ۶ شهریورماه ۱۳۹۶ با بخش فارسی رادیو دویچه‌وله درباره علت افزایش حساسیت حکومت ایران Ùˆ نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در مورد محمدعلی طاهری گفت: «من گمان میکنم قبل از اینکه دلایل اعتقادی داشته باشد بیش از آن دلایل سیاسی دارد. در جمهوری اسلامی اجازه انعقاد نطفه یک گروه Ùˆ یک تشکیلات داده نمی‌شود. شما نگاه کنید حتی سازمان‌های مردم‌نهادی Ú©Ù‡ می‌خواهند به یتیم‌ها Ú©Ù…Ú© کنند، هنگامی Ú©Ù‡ به صورت یک تشکل قرار Ù…ÛŒ گیرند، حکومت احساس تهدید می‌کند. »

وی ادامه داد: «در مورد مباحث اعتقادی و فکری هم به همین‌گونه است. وقتی یک فردی به صورت چهره در می‌آید، می‌تواند افرادی را دور و بر خودش جمع کند و این‌ها می‌توانند به گونه‌ای به او باور داشته باشند، طبیعتا این‌ها می‌شوند جزء مریدان او و باورمندان و علاقه‌مندان یه آن شخصیت. خود این تشکیل دادن تجمع به نظر من دلیل اول است یعنی به صورت تشکیلاتی شدن. »

فرشتیان با بیان اینکه « اگر همین ایشان به صورت یک فرد در یک گوشه‌ای همین حرف‌ها را می‌زد و دور و برش کسی جمع نمی‌شد چنین عکس‌العمل شدیدی با او نبود» افزود: « هنگامی که افراد دور یک نفر جمع می‌شوند، او حالت رهبری و پیشوایی آنها را می‌گیرد و از او حرف‌شنوی دارند، این خودش اولین تهدید است. »

حسن فرشتیان تهدید دومی که حکومت از جانب محمدعلی طاهری حس می کند را ورود این معلم معنوی به حوزه‌ای دانست که در انحصار روحانیت قلمداد می‌شود: « ایشان وارد تغذیه روحی، عرفانی و معنوی بخش‌هایی از جامعه شده که قاعدتا اگر این‌ها را از جامعه حذف کنیم این نیازمندان در دهه‌های قبل به سراغ روحانیت می‌رفتند. نیاز این‌ها فقط از یک کانال برطرف می‌شد. یعنی اگر کسی به دنبال ارتباط با جهان معنا بود و می‌خواست پشت جهان ماده را هم ببیند و ماوراء را ببیند تنها کانال او معنویت و قدسیتی بود که بگونه‌ای از سیستم روحانیت نشات می‌گرفت. اما اکنون در دهه‌های اخیر ما شاهد رشد نهادها و افکار دیگر و افراد و مکاتب دیگر هستیم که به گونه ای همان تغذیه را ایجاد می‌کنند و به باورمندانشان خوراک فکری می‌دهند و این از انحصار روحانیت به در می‌آید.»

این پژوهشگر دینی با بیان اینکه «بخش عمده این پرونده خارج از مسائل فکری و اعتقادی است که گفته می‌شود و مسائل دیگری در پشت پرده وجود دارد» در رابطه با مشروعیت حکم اعدام محمدعلی طاهری گفت: «در مورد فتوای ارتداد که طبیعتا به استناد آن باید قوه قضاییه وارد حکم شود، موضوع قابل بحث است. یعنی امروز اگر این بحث‌ها باز شود باید بپرسیم این ارتداد که گفته می‌شود حکمش قتل است از کجا آمده؟ این حکم هیچ گونه مشروعیت شرعی ندارد که مرتد حکمش قتل است. فرض کنیم اگر کسی هم مرتد باشد، اولا ثبوت ارتداد به این راحتی نیست، یعنی فردی که اینچنین باورمند است شما نمی‌توانید به راحتی به او برچسب ارتداد بزنید و ثانیا اگر ما حکم ارتداد را مرگ بگیریم اصلا آزادی در دین دیگر معنایش را از دست می‌دهد، لا اکراه فی الدین معنایش را از دست می‌دهد. ارتدادی که در زمان پیامبر بود کاملا با ارتداد امروز متفاوت است.»

این روحانی با اشاره به اینکه «مجازات ارتداد به خداوند مربوط می‌شود» توضیح داد: «به نظر می‌رسد مستندات قوه قضاییه هم مستنداتی غیرشرعی و غیرحقوقی است  چون اگر این‌ها مستندات فقهی و شرعی کاملی بود خب محاکمه علنی می‌کردند و کاملا به صورت باز با این پرونده برخورد می‌کردند. به هر صورت این پرونده، پرونده ای بین المللی شده و فقط مربوط به ایران نیست.»

وی تصریح کرد: «اگر دغدغه‌های بین الملی را در نظر بگیریم و اگر در پرونده ایشان چیزی باشد که طبق همین قانونی که ما داریم، قانون مجازات اسلامی، حکمشان اعدام باشد خب با پرونده به صورت شفاف برخورد کنند. جمهوری اسلامی که نگرانی ندارد از اعدام و مجازات اعدام هم که در جمهوری اسلامی لغو نشده و در قانون ایران وجود دارد. به نظر می‌رسد ادله و مستندات آنها بسیار نارسا و ضعیف خواهد بود و اگر در مشتشان چیزی بود حتما باز می‌کردند و این دغدغه‌هایی که امروز نه تنها ایران را بدنام می‌کند بلکه دین را هم بدنام می‌کند و نشان‌دهنده عدم تحمل حاکمیت ایران است.»